سلام
این دفعه دیگه فقط می خوام غرغرای(یاد اون آهنگ شیلا می افتم که میگه برو برو...!!مامانم اینو درست نمی فهمید فکر می کرد می گه:غروغرو غرو غرو...بعد هر وقت ما گیر میدادیم اینو میخوند تا اینکه آخرش قضیه کشف شد!) شخصیمو بنویسم.واسه همین اگه خیلی اعصاب ندارید،اصلا نخونیدش.
واما امروز امتحان شیمی به خیر گذشت،بعدیش عربیه،بهتر بگم:مصیبت، تنها درسی که جدا ازش بدم میاد ولی نمیدونم چرا همیشه نمرم توش خوب میشه.
الان دارم آهنگ گل سنگم ستار رو گوش میدم.مثل شما وقتی که اینارو می خونین(اگه اسپیکراتون خاموش نباشه).
میدونین چرا اینقدر دوستش دارم؟؟
چون از کسی که اگر چه هیچ وقت ندیدمش،عاشقش بودم گرفتمش.
اسمشو میذارم آقای الف.آخه خیلی وقته همه چیز تموم شده و نمی خوام اگه اینجارو دید بفهمه.
یه روز تابستون تو یه اتاق چت دیدمش.اونروز می خواستم خودمو لوس کنم!رفتمو گفتم بچه ها منم دلم یه عشق می خواد.اونا هم سر لوسبازی به اقای الف گفتن تو خیلی مناسبی و بچه خوبی هستی.خلاصه ما شروع کردیم به چت کردن.اولش فقط یه بازی بود.بعد جدی شد.شبا تا ساعت 2 بیدار میموندیم که با هم چت کنیم.میدونین اون تموم ویژگیهایی که به نظر من واسه یه پسر لازم بود داشت.اینطوری بود که کم کم به هم علاقه مند شدیم.اما تابستون تموم شدو این آقا واسه درسش باید می رفت یه جای دیگه.رفت و از دل برود هر آنکه از دیده برفت.دیگه نه ای میل درستی میزد،نه حالی می پرسید.بعد از یه کم وقت هم اومدو گفت که:تو خیلی به من وابسته شدی.من نمی خوام این طوری باشه.من هم هرچی هم که از یه پسر خوشم بیاد،میدونم که لیاقت منت کشی ندارن.واسه همین منم گفتم باشه.دیگه مزاحم نمیشم.به من میگفت وابسته شدی!!انگار شبایی که تا آخر شب واسه من بیدار میموند یادش رفته بود.بگذریم،
این آهنگو تو یکی از اون شبای تابستون بهم دادو گفت می خوام وقتی با هم حرف میزنیم یه اهنگ گوش بدیم.حتی تصویر دسک تاپ هامون هم مثل هم بود.یادش به خیر..
خلاصه اینکه از این آهنگ خوشم میاد چون یاد اون شبای عزیز(آقای الف اسم اون شبا رو گذاشته بود شبای عزیز)می افتم.
نتیجه گیری اخلاقی:
فقط وفقط وقتی میشه به یک موجود از جنس مذکر اعتماد کرد و بهش علاقه مند شد که با خانوادش اومده باشه خواستگاری!!در غیر این صورت،سر کار! تشریف دارین یا بهتر بگم:
لبخند بزنید!!شما در مقابل دوربین مخفی قرار دارید!