عيد همگی مبارک....صاحب اين وبلاگ بعد از يک هفته کار و گچ تخته خوردن يک هفته به خودش مرخصی ميدهد...که واقعا هم ضروريه!يک هفته سر و کله زدن با ۲۷-۸ تا پسر و تقريبا همينقدر هم دختر و يک هفته روزی بين ۴تا۶ ساعت با حداکثر وولوم!حرف زدن(الان صدام در نمياد تقريبا!)و کلی متلک شنيدن والبته کلی متلک پروندن و خنديدن ۴-۵ هفته استراحت نياز داره...اون هم وقتی که اين يه هفته هرشب ساعت ۳ خوابيده باشی!(چون داشتی درس هايی رو که فردا قرار بوده بگی خر ميزدی!!)

ولی انصافاخيلی بهم خوش گذشت!تدريس خصوصی هم قبول می کنيم!

قشنگ ترين نکته اش يکی از شاگردهام بود که هميشه اين شکلی بود: هيچ وقت هم دهنش بسته نميشد!هر وقت سرکلاس نااميد می شدم برمی گشتم يه نگاه بهش می کردم شاد می شدم!تو راهرو هم که هروقت ميديدمش خنده ام ميگرفت!اميدوارم اينها رو به حساب لبخند محبت آميز نگرفته باشه!!!(از پسرا بود!)

يه دونه هم نخاله داشتيم که عين بچه مثبت بود!من جای هم کلاسی هاش بودم حالشو می گرفتم!يک شيرين عسلی بود که خدا ميدونه!از اون عزيز دردونه های معلمها!!

هر روز هم که پيش می رفتيم باحالتر می شد...مفصلش رو بعد واستون می گم!من ديگه مرخصی...

دوستتون دارم...عيدتون مبارک...