الان سومین هفته ایه که من مریضم...دو هفته قبلش که سرما خورده بودم و هیچ جوره هم قصد نداشتند ما رو ول بقرمایند ایشون! از جمعه هم دل و روده مان شروع فرمودند...شنبه هم من لطف کردم دو سری فست فود دبش خوردم طوری که شبش تا صبح تمام لوله گوارش من از هر دو طرف کاملا تخلیه شدند و تمامی انرژی حیاتی من هم به هم چنین!یک شنبه همه اش افقی بودم..دوشنبه می تونستم بشینم..سه شنبه که امروز باشه می تونم راه هم برم و کلا خوبم اما تصمیم گرفتم این روز رو هم کامل استراحت کنم که دیگه حرفی توش نباشه!فقط دلم می خواد فردا بشه و من باز سالم و سرحال نباشم..تکلیفمو روشن می کنم با این موجود نکبتی که فقط به ویروس فینقیلیه و سه هفته ما رو از کار و زندگی انداخته!

تازه مثلا تولدم هم بوده دوشنبه...و من چقده هیجان تولدم رو داشتم امسال! اما تا الان که هیچی! مراسم خانواده رو قرار شد بندازیم جمعه...البته دوستان در فیسبوک کلیییی تحویلم گرفتند که مایه بسی خوشحالی شد..بقیه دور و بری ها رو هم که اصلا ندیدم این چندروز..آهان راستی هانی جونم از امریکا زنگ زد البته...

شاید فردا شب دوستای 4 شنبه رو شام دعوت کنم واسه تولد، ببینم چی می شه!