1-تحمل دیدن بچه های کار ( دستفروش و گدا و... ) رو ندارم..تازگی ها وقتی می بینمشون وسط خیابون گریه ام می گیره!

2- تحمل دیدن باتوم به دست ها رو ندارم..وقتی می بینمشون چنان حس نفرتی می کنم که با اون حس واقعا می تونم هر کار غیر انسانی ای انجام بدم

3- توی خیابون باتوم هاشون به درد نمی خورده 4 شنبه، ریختن توی مترو (امروز، میدون حر، حدود ساعت 5  من دیدم)دستفروش های بیچاره رو می گیرن می زنن و جنس ها شون رو می برن نوش جان می کنن! بعد خانم های دستفروش که وارد ترن جنس ها رو قایم می کنن بین خانم ها، یه پسر کوچولوی 7-8ساله رو جلوی من گرفتن این وحشی ها، نمی دونم جنس هاش رو بردن یا نه..البته نزدنش...اما این از وحوشتشون چیزی کم نمی کنه...ازشون متنفرم! اگه مسلح بودم و نمی ترسیدم واقعا ممکن بود دو تا تیر توی اون مغزشون خالی کنم که دیگه وجود نداشته باشن..به این بچه چیکار داری خوب؟ شاید با این پول خرج مدرسه اش زو در میاره..از شکم شیری که نیومده خودش رو بندازه دست تو هیولای 100 کیلویی حروم خور!