امروز دوباره با دوستام رفتیم دیوار نوردی.
میدونین بغل مدرسه ما یه خیابون هست که پیاده رو نداره وماشین ها هم با سرعت خیلی زیادی ازش رد می شن.
یه روز که ما داشتیم از مدرسه مز رفتیم خونه دیدیم کنار این خیابون یه تابلو زده و نوشته:عبور عابر پیاده ممنوع!
ما هم اگه می خواستیم از جای دیگه ای بریم راهمون خیلی دور می شد تصمیم گرفتیم از روی دیوار بغل خیابون که حدود۱مترو۶۰ سانته وخیلی وقتا هم پسرا رو میشه روش دید بریم.
نفر اول(این طوری در موردش فکر نکنین!!! تو جشنواره خوارزمی جایزه برده) که دختر شجاع باشه ،اومد بره بالا اما نتونست.خواستیم بی خیال شیم بریم دنبال کارمون که دیدیم چند تا پسره وایسادن دارن بهمون می خندن.دیگه قضیه حیثیتی شده بود.و مجبور شدیم به هر ضرب و زوری که شده با ترس ولرز بریم بالا.ولی انصافا خیلی کیف داد.اما همین که رسیدیم بالای دیوار،باران متلک بود که رو سرمون می ریخت!!
هر ماشینی رد می شد می ایستاد یه چیزی می گفت و می رفت.یکی غیرتی می شد می خواست بیارتمون پایین!!یکی غصه درسامونو می خورد ومی گفت شما همین جوری هم درس می خونین؟؟یکی شگفت زده!!می شد ومی گفت شما اون بالا چیکار می کنین؟؟؟بعضی موتوریا حس آرتیستی بهشون دست می دادو اون پایین با موتورشون عملیات آکروباتیک انجام می دادن که یعنی ما هم بلدیم!!!
ما وقتی دیدیم اینطوریه وبا وجود اینکه خیلی وقتا پسرا اون بالان هیچی نمی شه اما یه بارکه ما رفتیم بالا اینجوری مملکت به هم می ریزه،تصمیم گرفتیم از اون روز به بعد هر وقت فرصت داشتیم بیایم بالای این دیوار تا واسه ملت عادی بشه وبعد از ما اگه کسی رو رودیوار دیدن اینقدر احساساتی نشن.
از اون موقع تا حالا دو سه بار دیگه هم رفتیم بالای دیوار،امروز هم که زود تعطیل شده بودیم(شکر خدا معلمامون نیومده بودن)،خیابون هم خلوت بود تصمیم گرفتیم دوباره بریم اون بالا،باورتون میشه جز ۲-۳نفر از این زنای دهاتی هیچ کی نایستاد نگامون کنه!!
به نظرم اصلاحات اجتماعی مون موفق بوده!!!مگه نه؟!!