وقتی می گن به آدم..دنیا فقط دو روزه

 

آدم دلش می سوزه..ای خدا ای خدا ای خدا...

 

خط دوم رو چند بار زمزمه کنید!(انگار مال عارفه (:دی) آهنگش)

بعضی وقتها آدم دلش خیلی می سوزه..حتی اگه قضیه هیچ ربطی بهش نداشته باشه. چون ربط داشتن مال عقله و دل سوختن مال دل..حالا تو هی بگو ربطی نداره، نمی فهمه که..آتیش می گیره دل آدم.

وقتی می بینی زور چقدر راحت پیروز می شه دلت می سوزه..به خصوص اگه زور به دل غالب شده باشه..به احساسات آدمها..غلبه قدرت بر احساس خیلی دل آدم رو می سوزونه خوب..

تصور زوجهایی که بودند و می تونستند درخشانترین آینده ها رو داشته باشند، و الان فرد شدند، به خاطر زور و قدرتی که دست یه عده است. برای عقل تهوع آوره و برای دل مثل آتیش داغ و سوزان. غمش و داغش اونقدر بزرگ هست که آدم می تونه مطمئن باشه اگه عابد و زاهد و هر کوفت و زهرماری باشی اما به قدر سر سوزنی بعد از پی بردن به این داستانها کمتر از اونی که باید سوخته باشی، جات همون درک اسفله. و اگه غم این قصه تلخ برات اونقدر سنگینه که اگه حواستو ازش پرت نکنی تنگی نفس می گیری، گور بابای آخرتی که هست یا نیست...هنوز آدمیزادی!