زندگی...
امروز هستی و فردا حتی یادی هم ازت نیست!
جدا به نظر شما،خود زندگی یه جور بی عدالتی نیست؟؟
همین که بدون اینکه نظرمون رو بپرسن هلمون دادن توی این دنیا وحالا این همهتوقع ازمون دارن.اگه این کارو بکنی می ری تو بهشت،اگه این دعا(دعا که چه عرض کنم ورد!)رو بخونی و بعدش سه بار بزنی رو پای چپت و بعدش سه بار بگی نمی دونم چی چی،مثلا وقتی امام زمان اومد زنده می شی واگر موقع رفتن به مسجدالحرام شونه چپت درست در امتداد کعبه نباشه مثلا چه می دونم می ری جهنم!
نمی گم اینا درسته یا غلطه.من خودم این دعای عهد(۳بار بزن رو پای چپت!)رو بعضی وقتا می خونم.ولی شما فکر می کنین با عقل جور در میاد که هدف از زتدگی ما همچین چیزایی باشه؟؟اونوقت اونی که از صبح تا شب می شینه ورد می خونه و فوت می کنه بالا وپایین بهشتیه و یه بد بخت که همین مدت رو واسه زندگی خودش زحمت می کشه،حالا اخر شب که خسته هستو میاد خونه یه لیوان عرق هم بخوره،این باید بره جهنم؟؟نگین اینا همون حرفاییه که دکتر شریعتی 20 سال پیش می گفت.می دونم می گفت اما ذره ای کسی به این حرفا توجه کرده؟؟سی و خورده ای سال بعد از این که دکتر شریعتی این حرفای خیلی واضح رو زده،هنوز هم مشکل خیلی از ما(یا حداقل من یکی)همین حرفاست!
دیروز تو یه روزنامه خوندم:"در شهرری جوانی به علت سه بار شرب خمر به حکم اعدام محکوم شد!!"
از قرار معلوم طبق قوانین اسلام کسی که دو باربه خاطر شراب خوردن حد بخوره و بار سوم هم این کارو بکنه به اعدام محکوم می شه!!
یعنی به خاطر سه بار مشروب خوردن خدا بزرگترین نعمتی رو که به یه بنده داده ازش می گیره!!(بگذریم از این که در سلامت عقل کسی که بعد از دوبار شلاق خوردن دوباره حاضر می شه عرق بخوره باید شک کرد)
ااین جور قوانین اسلام دیگه داره اعصابمو خورد می کنه،فکر می کنم باید در عقایدم تجدید نظر کنم.نه اینکه من خدارو قبول دارم نه،
من خدارو قبول دارم،واقعا دلم می خواد بتئنم یکی از پیروهای خوب حضرت محمد باشم،عاشق تک تک اماما هستم و همیشه دعا می کنم هر چه زودتر امام زمان ظهور کنند،نماز وروزه رو قبول دارم چون به چشم خودم دیدم که اثر داره.چون به خاطر این که ۲-۳تا آخوند گفتن قبولش نکردم وچون می دونم حساب اینا از حساب جمهوری اسلامی جداست.اما نمی تونم احکامی ر.و که صریحا مخالف عقلمه قبول کنم.این که شوهر ولی زنه!!این که دیه یه زن معادل دیه دندون یه مرده که بشکنه.من نمی تونم قبول کنم خدای من ارزش جون یکی از بنده هاش رو برابر با دندون یکی دیگه بدونه.یا ارثیه و هزار تا حکم مسخره دیگه که حداقل با عقل ناقص من جوردر نمیاد.
با وجود این احکام،ترجیخ می دم دیگه نگم من مسلمونم.شاید درست تر اینه که بگم من یه برداشت انتخابی از احکام اسلام دارم.
یعنی اونایی رو که با عقلم جور در میاد قبول دارم و در مورد اونایی که دلیلشو نمی فهمم،شاید بهتر باشه تا وقتی که یه چیزی بر ضدش یایه دلیل واسش پیدا کنم صبر کنم،اما مشکل اصلی اینه که هیچ کس جوابی واسه این جور سوالا نداره.اونایی هم که حالیشونه نمی شه چیزی ازشون پرسید!
شما کسی رو نمی شناسین که بتونه کمکم کنه؟؟؟
*از کجا شروع کردم به چی رسیدم!به این میگن افکار پراکنده یک زن پراکنده تر!