خرداد پر از حادثه...من هنوز هم به تو عادت ندارم. برو که هنوز توان مرور اون سال رو ندارم مگر با همونقدر درد، اما عجیبه که لذتی در این درد هست که آدم هی میره سراغش. کاش نیومده بودی. کاش ندا و سهراب و بقیه اونهایی که اونروزها همونجایی بودند که من بودم هنوز بودند. کاش این خاطره تلخ رو نداشتم برای گفتن به مریم...دارم توی جست و جو دنبال خودم توی اون روزها غلت می زنم..