ای ای روزگار...
نمی دونم چرا اینقدر من مجبور میشم وبلاگ رو ول کنم و دوباره برگردم!
آخه فردا که دوشنبه باشه ما به خاطر این چند روز تعطیلی داریم می ریم شهرستانی که موطن(=محل به دنیا آمدن)اصلی مامان و بابامه و احتمالا پنج شنبه یا جمعه بر می گردیم.
اهکی!
اگه فکر کردین بهتون میگم کجاست کور خوندین.چه اشکالی داره،اینم باشه راز من تا وقتی که نمی دونم چی بشه و بهتون بگم.
واما بریم سر حرفای امروز من:
اول اینکه امروز باز زمین داشتیم و حال معلممون هم شکر خدا خیلی خوبه.سر کلاس اومد کلی کانیهای مختلف از میکا گرفته(با میکای شوکوپارس فرق داره ها!)تا هماتیت و ژیپس و از اون طرف کلسیت و هالیت و همینطور پیروکسن و آمفیبولها وکوارتز نشونمون داد.
این اسما رو نوشتم که بفهمین این زمین شناسی که من ازش بیست گرفتم چه درس سختیه!
با اجازه میترا:


خوب این که شوخی بود چون بخش ترم اول اصلا از این حرفا توش نبود ولی ترم دوم که تازه امتحان نهایی هم داره نمی دونم چه جوری باید این اسما رو حفظ کنم.....
میگم یه جیزی من هر روز یک شنبه که میرم سر کلاس زمین و احساس شاگرد اولی بهم دست میده خیلی هندونه زیر بغل خودم میذارما.خودم هم خیلی خوشم نیومد پس واسه حسن ختام بهتره از کانون رفتنم بگم که بی نظیره!
خوب کانون زبان ایران که همتون میدونین موسسه آموزش زبانه.و ما هر ترم 3 تا غیبت بیشتر حق نداریم بکنیم در غیر این صورت می افتیم و تازه غیبت در کلاسای جبرانی هم دو جلسه حساب میشه.این ترم من دو تا غیبت کرده بودم و قرار بود با غیبتم به خاطر این مسافرته بشه سه تا.
منتها جمعه یه کلاس جبرانی داستیم از ساعت 4 تا 6 !
و من که چشمم به دختر عموم افتاده بود واصلا به فکر دنیا و مافیها نبودم چه رسه به کانون!
صبح جمعه کلی بازی کردیم و عصرش هم خوابیدیم و...
ساعت 5:30 مامانم از خواب بیدارم کرده و میگه:
نیلوفر تو کلاس زبان نداشتی؟؟؟!!!!!!!!
حالا اگه فیل(فیل منظورم آن جانور خشکی زی عظیم الجثه نیستا!!)(منظورم رد شدنه!!)(توضیحات تمام شد)(نقطه(.))(سر خط)
شدم چیکار کنم؟؟؟؟
راستی لطفا همتون در 21 و 22 بهمن اگه تونستین بیاین آنلاین در این نظرسنجی شرکت کنید.حالا چه موافق چه مخالف.