خوب اینجا هم مثل هر جای دوست داشتنی (از نظر خودم!!!)بعد از یه مدتی گرد و خاک روش می شینه و باید جمع و جور بشه.و یک کمی تغییر دکوراسیون شاید!
اونم بعد از این همه وقت به افتخار اینکه بالاخره نظراتی که من در مورد طرز نوشتنم دریافت کردم به اونقدری رسیده که بخوام شروع کنم به عمل کردن به اونها.و اما چند تا نکته که بیشتر بهش توجه شده:
1-یکی از ایرادایی که خیلیا گرفته بودن،درازی بیش از حد متن های منه.بیشترین تلاشمو کردم که مطلب دیروز خیلی زیاد نشه.ولی انگار خیلی موفق نبودم!!!!!
با وجود این سعی می کنم یه کاریش بکنم.یه راهی که به فکرم رسیده اینه که مثل بعضی از وبلاگ ها(مثلا زیتون و اکسیر(یه لینک دیگه هم به اکسیر بدهکارم چون چند روز پیش یه یادی ازش کردم اما لینک نداده بودم!)بیام متن هامو 1-2-3-...الی آخر طبقه بندی کنم(روش کشکولی یا از هر دری سخنی!)،شاید اینجوری کمتر به نظر بیاد!اگرچه این روش خیلی با سبک نوشتن من نمی خونه.حالا ببینیم تو عمل چی از آب در میاد!
2-یکی دیگه از اشکالات،تایپ فونت "ی"هست.اما الان دیگه تقریبا همه از فونتtohamaاستفاده می کنند و می تونید از برنامه ای که واسه رفع اشکال در تایپ "ی"این فونت هست استفاده کنید و پدر من هم سر این شیفت گرفتنه در نیاد.اگر چه الان خودم هم لینکش رو ندارم!!ولی در اولین فرصت که پیداش کنم میذارمش گوشه صفحه!
3- واما در مورد تغییر دکور،والا یه فرشته پیدا شده که تو هر وبلاگی میره اونجا یه شکلی می کنه که آدم خیال می کنه رفته تو یکی از کافی نت های بهشتی وبلاگ خونی!!!(وبلاگ نوشی و فاطمه هم نمونه اش) چند وقت پیش هم به من گفته بود که یه سری به وبلاگ منم میزنه اما انگار سرش شلوغ تر از این حرفا بوده که بیادطرف کلبه فقیرانه من!!به هر حال اگه روزی روزگاری از این موجودات آسمانی یکی پیدا بشه به داد این وبلاگ بدبخت و مظلوم من برسه،اونوقت تغییر دکوراسیون هم میدیم دیگه!!
4-این از تغییرات من،اما یه تغییراتی هم باید در شما ایجاد بشه دیگه!اونم این که خوب این همه میاین به وبلاگ من سر میزنین،یکیم پیام هم بذارین دیگه!من بدبخت تک وتنها هی میرم وبلاگای دیگه میبینم20-30-40-50تا پیام دارن.من که اینقدر پیام نخواستم.اما از این به بعد متابولیسم مغزیه من طوری شده که تا حداقل 10 تا از پیام های شما دوستای عزیزم رو نبینم سلولهای خاکستری تمی تونن به کار بیفتن و دوباره بنویسن!!اونم به خاطر علاقه ی زیادیه که به تک تک شما مهربونایی که میاین اینجا دارم و دلم میخواد یه چیزی ازتون یادگاری داشته باشم!
اولین مطلبم یه صورت کشکولی رو هم فردا می نویسم!
خوب دیگه،کاری باری؟؟؟
5-یادم رفت ازتون بخوام واسه شادی روح صد و خورده ای نفری که دیروز در حادثه آتش سوزی مترو در کره جنوبی سوختند،دعا کنید.به حرف آسونه اما واسه خونواده هاشون،شنیدن خبر مرگ یکی از عزیزترین هات،در حالی که شاید داشته میومده خونه،شاید داشته می رفته یه جشن تولد،شاید داشته میرفته دیدن یه نفر بعد از کلی وقت....فکر نکنم غصه هاشون قابل تصور باشه.امید وارم خدای مهربون به همشون صبر بده.