1-سلام سلام!!نمیگم صد تا سلام!!چرا؟؟چونکه زیرا!!
2-گفتم یک کم ننویسم ببینم هیچ کی سر و صداش در میاد؟؟آخر و عاقبت تو این دنیا غیر از همزاد جونم و کتبالوی عزیز که همیشه به فکر منه کسی نپرسید کجایی!
3-و علت اصلی اینکه این همه وقت ننوشتم اینه که یه مدتی به قول معلم فیزیک پارسالمون گیج و ویج بودم!!یعنی برنامه ریزی هام به هم ریخته بود!قبلا کمتر میومدم انلاین عوضش بیشتر مینوشتم،اما این یه هفته آخری حسابی قات زده بودم که البته کم کم دارم یک کم کار هام رو مرتب می کنم و برنامه ریزی میکنم و واسه انلاین اومدم هم یه برنامه ریزی کردم که روزهای شنبه یکشنبه 4 شنبه و5 شنبه احتمال زیاد از ساعت 10-11 شب انلاین خواهم بود.یه روز هم به این برنامه اضافه میشه ظهرش احتمالا واسه اینکه همزاد جونم رو که بیشتر ظهرها انلاینه ببینم.که آیدیم(ID)در یاهوfreeforever_n و درMSNهم که خوتون پهلوی صفحه دیدین میتونین تشریف بیارین.قرار چت قبلی که نگرفت خود من هم که اومدم اصلا آقای مسافرکوچولو محلم نداد که نداد!!وهنوز نمیدونم تو کدوم روم برگزار شده بوده و اصلا به روم رسیده بوده یا نه؟؟ولی قراره با همزاد جونم یه قرار دیگه هم بذاریم که هنوز نمیدونم تاریخش کی هست ولی به همتون اعلام کنم اگه نیاین قهر میکنم دیگه بهتون محل نمیدما!!!و اگه هم کسایی هستن که خارج از کشورند و ساعتتون با ما فرق داره اگه ساعت خاصی به وقت ایران واستون راحت تره تا قرار نذاشتیم بگین.
4-خیلی خیلی مرده شور این فرهنگ نداشته پزداده شده مون(یعنی تا تونستیم به خاطر فرهنگ اصیل!!باستانی!!!و نمیدونم چی چی مون پز دادیم!!) رو ببرن!!!کجاست فرهنگ باستانی ایرانی که این همه ازش حرف میزنیم؟؟کدوم گوری رفته که من یکی تا حالا اثرش رو ندیدم؟؟ئالا تو هیچ کشوری مردم به اندازه کشور ما پشت سر هم حرف نمی زنن...زیراب همدیگه رو اینجوری نمی زنن...وقتی می خوان تو خیابون برن طوری اخماشون رو نمی کشن تو هم که حال آدم به هم بخوره!!تا یکی که نمی شناسن بهشون سلام میکنه به جای اینکه جواب سلامش رو بدن نمیرن دِرک از بخش جنایی بشن و تمامی احتمالات مشکوک بودن طرف رو بررسی کنن!!دیروز رفته بودم همایش بزرگداشت سعدی(برگزیده المپیاد ادبیاتیم نا سلامتی!!)
داشتیم از تو پار کینگ می امدیم که یه ماشینی اومد جلومون سبز شد و راننده اش یه دختره ای(این "ه"دختره برای تاکید بی جنبه بودنش!) بود که روسریش به جای سرش دور گردنش بود و تا ما (بابام ریش و سبیل میذاره)رو دید هول شد روسریش رو کشید بالا داشت میومد رویما که رفتیم کنار و بابام داشت بهش علامت میداد که رد میشی همین که از کنارمون رد شد تا توانست فحش(نقل و نبات بخونیدش!!که به فرهنگ اصیلمون بر نخوره!)داد و گورش و گم کرد....
حالا رفتار این خانوم اصیل فرهنگ مثلا!!رو رو مقایسه کنید با رفتار یک همزبان خیلی خیلی عزیز افغانی.روز 13 به در که تو خونه ما کسی قصد بیرون رفتن به علت فوت عموم نداشت من و دختر عمه و دخترعموم با هم رفتیم پارک بغل خونمون سیزدهمون رو در کنیم رو یه صندلی نشسته بودیم و یه خانواده افغانی پهلومون نشسته بودن.وقتی می خواستن ناهار بخورن یکشون به ما گفت خواهر بفرمایید غذا...نه "خواهر"ی که یه برادر بسیجی واسه حفظ تریپش میگه!!"خواهر"ی که مطمئنم نظری غیر از این به ما نداشت.من گفتم خیلی ممنون ولی تا نیم ساعت شگفت زده مونده بودم.اولش از اینکه چرا به ما تعارف کردند و بعدش از اینکه چقدر ما ایرانیها مهر و محبت و عشق و دوستی و...چرا الکی توضیح میدم چقدر فرهنگ اصیل از هموطنانمون دیدیم که وقتی هم یه نفر میاد مثل خواهر باهامون برخورد کنه تا نیم ساعت دهنمون باز می مونه!!!دلم می خواد بگم حالم از این همه افتخارات الکی و فخر فروختنمون به هم میخوره!!بهتره بگم:برین کشکتون رو بسابین با این فرهنگتون(مون)!جمع کنین این بساطو بابا!!یک کمی به جای فخر فروشی کاشکی از بقیه یاد میگرفتیم!!
5-زیاده حاجتی نیست!!پس خوش بگذره و فعلا خداحافظ!!!