1-اینجوری نمیشه!!مجبورم کردین بر گردم!!!
2-خیلی بی انصافین!!بد اخلاقا!!!الان حدود 11-12 روز از این نوشته من میگذره و فقط 20 تا پیام بهم دادین!!یعنی روزی 2 تا هم یه چیزی کمتر!!لابد اگه تا آخر امتحانا هم نمی نوشتم با این سیر نزولی مثلا 10 روز آخر اصلا صفحه ام باز هم نمی شد!!!ولی اگه منم،نمیذارم اینجوری وبلاگ عزیزم رو ول کنید!!خودم هم اگه به فکر نباشم که کسی دلش واسم نمیسوزه!!در نتیجه گفتم یه چیزی بذارم اینجا بلکه تا 10-12 روز دیگه چراغ اینجا روشن بمونه!!داداشی هم اگه گیر میده،خوب بده!!چیکار کنم؟؟
3- ولی دعوام می کنین خیلی نکنین حداقل!!آخه امتحان بعدی زیسته و من همش رو بلدم واسه همین اومدم یه چیزی بنویسم که هم دلم بازبشه هم بلکه شماها یه پیامی بذارین و یه یادی از من بکنین و فکر نکنین به دیار باقی پیوستم(دور از جون!).
4-الان که دیگه نمیتونم خیلی بنویسم...تکالیفی رو هم که بهتون گفته بودم انجام بدین هم که انگار هیچ خبری ازشون نیست!!در نتیجه من خودم یه مقداریش رو واستون انجام میدم!!و مطلبی رو که 5 بهمن نوشته بودم در مورد بابای هندیم،چون دلم میخواد همه بخونن و چون میدونم هیچ کی سراغ ارشیو و این حرفا نمیره،میذارمش اینجا!!اون موقع که اون مطلب رو نوشتم اینجا خیلی درپیت بود(الان یک کم درپیته!!)و واسه همین خیلی از شماها که تازه با اینجا آشنا شدین نخوندینش ولی الان به فیض میرسین دیگه!!!...البته متنش همن متنه بی هیچ ویرایشی واسه همین شاید با طرز نوشتن الانم یکم فرق داشته باشه یا یه جوری باشه....دیگه همینی که هست!!
اینم از اون متن::
بابای هندی
امروز می خوام یه نفر رو که خیلی دوستش دارم بهتون معرفی کنم.اگه گفتین کیه؟؟بابام!!!
اما نه اون بابایی که شما تصور می کنین(البته اونم به جای خودش خیلی عزیزه!)یه بابای دوست داشتنی هندی که میشه گفت یکی از بهترین چیزایی بوده که من از این دنیای آنلاین به دست آوردم(وبلاگ در مراتب بعدی قرار داره!!)
عرض کنم خدمتتون که تابستون پارسال کامپیوتر من یه جورایی خراب شد و اون شرکتی که قرار بود درستش کنه زده بود همه هارد رو فرمت کرده بود (*اینو الان اضافه می کنم!!مثل اینکه سرنوشت من با فرمت شدن هارد نسبت مستقیم دارد!!)و ناجنس به جز یه ویندوز چیزی روش نذاشته بود.حتی جاوا هم نداشت و من فقط از یه راه میتونستم چت کنم اونم ام.اس.ان اکسپلورر بود و تو یکی از اون چت روما که من نمی فهمیدم اسمش یعنی چی(حالا فهمیدم:مطلقه ولی هنوز مشتاق!!)با هرکی حرف میزدی پیر و پاتال بود و من تعجب می کردم این همه آدم 40 سال به بالا اینجا چیکار می کنن!!دریغ از یه دونه 30 ساله!
اونا هم تعجب می کردن که من 16 ساله(الان 17 سالمه ها!)اونجا چی گیرم میاد و هیچ کدوممون هم قضیه رو نمی فهمیدیم.خلاشه تو این اتاق من شروع کردم به حرف زدن یا این آقا(به قول فاطمه کوچولو:آقابابا!)و فهمیدم که 40 سالشه و هم سن بابامه و منم 2 سال از پسر بزرگش بزرگتر هستم واینکه اون دختر نداره اما من بابا دارم ولی خوب هرچی بیشتر بهتر!!و اینک همن اولین ایرانی بودم که اون میدید و اون هم اولین هندی که من دیده بودم و سوالات مختلف در مورد غذاهای ما و اونا و فرهنگامون و جوابهای مختلف هم در مورد همین موضوعات!!حرفایی بود که اون شب رد و بدل شد.بعذ یه ایمیل من زدم یه ایمیل اون،یه عکس من فرستادم یه عکس اون،یهFatherمن گفتم یه Daughterاون و...
اون شد بابای هندی و من شدم دختر ایرانی!
کلی چیز من در مورد اسلام به اون گفتم و کلی هم اون در مورد دین هندو به من!
خلاشه الان اگه هفته ای دو بار باهاش چت نکنم دیگه دلم میگیره!
دو تا قرار ملاقات هم با هم گذاشتیم تا بالاخره یه روزی همدیگه رو ببینیم.
یکیش روز عروسی منه اگه قرار نباشه بترشم!!
و اون یکیش دم اولین در بهشته که هرکی زود تر رسید باید صبر کنه اون یکی هم بیاد و بعد با هم بریم بهشت!!(بابا اعتماد به نفس!!)
می بینین اگر چه خیلیا تو این دنیای آنلاین سر کار میرن،خیلیا هم مامان و بابای گم شده شون رو پیدا می کنن!!(طبق فرضیه این آقا بابا ما احتمالا تو زندگیهای قبلیمون با هم فامیل بودیم و حالا دو باره هم دیگه رو پیدا کردیم!(میدونین که هندوها معتقدند روح آدم بعد از هر مرگی با یه بدن دیگه دوباره به دنیا میاد و هر کدوم از ما تا حالا چند بار مردیم و زنده شدیم و خودمون هم خبر نداریم!!)
راستی:اسم این بابای هندی من هست سانجیو(sanjeev)
یه جمله هم به زبان هندی واسه همه دوستای خوبم:
می توز یاور پرم کرته(me tuz jyawar prem karte)
وبه قول کت بالو:
دوستتون دارم،خوش بگذره و به امید دیدار
5-اینم از این!!پس تا بعد که من دوباره میام میبینم اینجا رو یادتون رفته!!
**بعد از همه اين قبليا!!الان اينا رو دارم در تاريخ ۱۳ خرداد می نويسم!حوصله ام سر رفته بود گفتم بيام قالب اينجا رو عوض کنم!آخه امتحان فيزيک شنبه است....خيلی وقتش زياده!!ديگه اگه خيلی بی ريخته ببخشيد!!ولی من از سبز خوشم مياد!چيکار کنم؟؟!!