1-سلام
2-ذوقیده شدم!!ذوقیده چیه اصلا ذوقمرگ شدم!!
آخه امروز،در یک لحظه باشکوه و به یاد ماندنی،درحالی که من داشتم آخرین برنامه پورنگ رو که در شیراز می بینم تماشا می کردم،در حالی که پورنگ داشت اسم بچه های خوب رو می خوند،دقت کنین اسم بچه های خوب رو ها!!گفت:نیلوفر کوچولو که دلش می خواد دکتر بشه،که الهی دکتر هم میشه از استان فارس!!
بابا آقا جون دستت درد نکنه!!این بهترین خاطره ایه که من از امروز تا 2 ماه دیگه هر روز ساعت 5:15 یادش می افتم و کلی ذوق میکنم و خوش خوشانم میشه و دلم هم کمتر تنگ میشه!!!!راستی این عمو پورنگ شما اهل وبلاگ خوندن و این حرفا نیست نه؟؟نمیشه بگین حالا که اونجا اسمم رو خوند به وبلاگ من هم بیاد اینجا هم یه بار اسمم رو به عنوان بچه خوب بگه؟؟
فاطمه خانوم شما هم قدراین باباییت رو بدون باشه؟؟از طرف من هم یه بار محکم بوسش کن!
3-شما چه احساسی بهتون دست میده اگه برین تو کمدتون یه کیف پیدا کنین که رنگش به رنگ مانتو یا لباستون خیلی بیاد و خوشحال بشین و برین بشورینش تا تمیز بشه.موقع شستنش سر تا پا تون خیس بشه و سینک ظرفشویی و دست و پاتون هم سیاه بشه و....ولی بگین به زحمتش می ارزه،بعد بذارین خشک بشه و بعد که میارین و نگاهش می کنین می بینین خیلی کثیف بوده و الان تمیزتر شده ولی وقتی میذارینش کنار اون مانتو،می بینین اینقدر کثیف بوده که رنگش عوض شده بوده و رنگ فعلیش هیچ تناسبی با مانتو شما نداره!!!!من احساس رفتن به بالای پشت بوم و بنگ...انداختن خودم به پایین بهم دست میده!!
4-شیرازیها!!ای بلاگر های شیرازی!!من چقدر ازتون خواهش و تمنا کردم که یه قرار وبلاگی بذارین؟؟؟دیدین نذاشتین و من رفتم.....تهران هم که تقریبا ما اسیریم و اگر هم تهرانیا قرار بذارن نمیتونیم بیایم!!مطمئنم همین که من پام رو از شیراز گذاشتم بیرون،روزی 10 تا قرار وبلاگی میذارن!!باشه....
5-اگر بار گران بودیییییییییییییم نرفتیم!!!اگر نامهربان بودییییییییییییییم نرفتیم!!
کور خوندین!!منتظر بودین من بگم دیگه نمی نویسم و خیالتون راحت شه آره؟؟نخیر!!اگه من دکترم مریض هام رو ول نمی کنم!!تهران هم برم از زیر سنگ هم شده اینترنت گیر میارم میام اینجا می نویسم!!در نتیجه تمامی مریض های من می تونن با خیال راحت هم چنان مریض باشن و به اینجا سربزنن!
6-تا دفعه بعد،که نمیدونم وقت کنم از اینجا بنویسم،یا دیگه دفعه بعد از تهران می نویسم...خدا میدونه!!پس تا بعد