۱-سلام...

۲-بابا شما چرا اين قدر منو جدی می گيريد؟؟من به حقوق زن و مردو مبارزات فمينيستی چيکار دارم؟؟من فقط می خواستم(و می خوام)حال دو سه نفر رو بگيرم به کمک احتياج داشتم!!همين!!حقوق زنان و انجمن و رفع تبعيض کجام بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۳-می خواستم به سخنرانيم در مورد اين شهر زيبای تهران ادامه بدم ولی دلم براتون سوخت!!!گفتم از زندگی نا اميد ميشين!!به هر حال خود منم زندگی در تهران رو به شيراز ترجيح ميدم...حداقلش اينه که اينجا کلی دوست و آشنا و فاميل داريم....اول از همه زن عموم اينا...شيراز اگه هم يه وقتی زنگ خونه ما زده ميشد گدا بود!!!ولی هوای اينجا واقعا افتضاحه!!تازه خوبه ما توی شهرکيم و وسط شهر نيستیم!!

۴-قابل توجه برج سازان!!اين فاز ما يه تجهيزاتی داره که مطمئنم هيچ برج و اپارتمانی از اون بهره مند نيست!!راديو ضبط مرکزی!!اين وسيله که در بلوک روبرويی ما قرار داره بسيار توپه!!!به طوری که صدای اون بعد از عبور از فاصله ۱۰۰متری دو بلوک و اوج گرفتن تا خونه ما که طبقه هفتمه مثل اين می مونه که من تو خونه خودمون ضبط روشن کرده باشم!!خوبيش اينه که طرف روشنفکره (يکی از بچه های دوره يه روز وقتی برگشتيم خوابگاه اومد پرسيد اين قضيه موسيخی چی بود؟؟ما هرچی فکر کرديم نفهميديم موسيخی اسم کيه!!بعد معلوم شد منظور موسيقيه!!) از موسيخی سنتی تا متاليکا همه جوره ميذاره!!تازه اونور بلوک ما هم مدرسه است!!اونم دو تا!!محيط بسيار آرامی است....

۵-خوش بگذره...