1-از هفته دیگه همه خوشی ها و علافی های من تموم میشه و تا آخر دی کلاس داریم....حالا کلاس رفتن هیچی!من اصلا از بیرون رفتن از خونه توی تهران خوشم نمیاد!از خیابونهاش...آدمهاش...از هواش حتی!! میترسم!البته وقتی بارون میاد میتونم کمی احساسات اولین کسی که تهران رو واسه زندگی انتخاب کرد درک کنم!ولی اگه این بارونها تموم بشه....خدا من رو با این هوای تهران به سلامت بدارد!

2-از این به بعد هر از گاهی از توصیه های اخلاقی من بهره مند می شوید!

توصیه اخلاق امروز:

به هیچ وجه مجری اخبار نشوید!شغل های خیلی بهتری واسه شما وجود داره!

نمب دونم شماها هم به این چیزها اعتقاد دارین یا نه...اما به نظر من هر کار زشتی که آدم انجام میده یه جوری تاثیر منفی روی زندگی خود اون طرف داره....یکیش هم دروغ گفتن!دروغ گفتن هم انواع و اقسام داره!

یکیش مثلا اینه که چون حوصله نداری توضیح بدی یه کمی سرت به خاطر اینکه دیشب رفته بودی حموم بعد اومدی بیرون سرد بود یخ کرده و درد می کنه!میگی حالم خوبه...این مثبت ترین نوع دروغه!و همینجور مراتب داره...بدترین نوع دروغ اما اینه که راست راست جلوی چشم چند میلیون نفر با لبخند دروغ های شاخدار بگی!کاری که همه مجری های اخبار می کنن...اون هم دروغی که حتی نفعی واسه اونها نداره(مثلا من بگم گلدون رو من نشکستم کار گربه بود خیلی به نفعمه مسلما!)اما اینکه یه مجری تو اخبار دروغ هایی رو که حتی خودش سر هم نکرده بخونه حداقل نفع مستقیمی واسه خودش نداره!واسه همین این دروغ که خیلی نوع بد بدیه مسلما نفرین ها و اثار منفی زیادی وارد زندگیتون خواهد کرد!مجری گری سایر برنامه ها هم توصیه نمی شه مگر در ضرورت(احتیاط واجب و مستحب و اینا!که آخرش هم نفهمیدم فرقشون با هم چیه!).

چون به هر حال مجری بقیه برنامه ها هم در شرایط و مناسبت های خاص مجبورن انواعی از خالی رو ببندن!

3-ادامه توصیه اخلاقی!

هیچ کدومتون هستین که تا حالا دروغ نگفته باشین؟!چند وقت پیش خیلی بهش فکر می کردم!چرا نمیشه دروغ نگفت؟؟

مثلا من تا حالا سعی کردم هیچ وقت به فرشته جونم دروغ نگم!تا حالا هم یادم نمیاد دروغی گفته باشم...

ولی وقتی بهش فکر می کنم اولا خودم هم باورم نمیشه!دوما این رو دیگه مطمئنم که امکان نداره بتونم با کس دیگه ای هم این رفتار رو داشته باشم....البته دیگه دروغهای اساسی و مهم خیلی وقته سعی می کنم نگم....اما باز هم خیلی وقتها نمیشه راست گفت....

اما چرا؟یعنی خدا کاری که غیر ممکنه از ما خواسته؟اگه دروغ اینقدر اجتناب ناپذیره چرا اصلا اون رو کار بدی میدونیم؟مگه نه اینکه همه مون به هم دروغ گفتیم و می گیم و خواهیم گفت؟

اکثر خوبی ها و فضایل اخلاقی یه جورایی قابل رعایت هستن...میشه همیشه به مردم کمک کرد...میشه تو زندگی بقیه دخالت نکرد...میشه تهمت زدن رو متوقف کرد....اگرچه به سختی!اما میشه پشت سر بقیه حرف نزد...میشه مزاحمت واسه همدیگه درست نکنیم...میشه جلوی عصبانیت هامون رو بگیریم....میتونیم حقوق دوست هامون رو رعایت کنیم...قوانین راهنمایی رانندگی رو جدی بگیریم و خلاف! نکنیم.......متوقف کردن همه اینها که از لحاظ زشتی فکر نکنم با دروغ گفتن خیلی فرق کنن بالاخره ممکنه! ولی به نظر شما...میشه دروغ نگفت؟