1-عجب هوای سردی شده!انمی دونم تهران سیستم چه جوریه!!هی همینجوری می خواد سرد تر هم بشه یا دیگه کوتاه میاد؟من که تو این هوا هر وقت میرم بیرون با دماغی به قرمزی دماغ یه دلقک بر می گردم!!یه ذره دیگه هم سرد بشه باید بیاین توی جشنواره مجسمه های یخی پیدام کنید!

2-دیگه احتمالا همه تون تا حالا گزارش جشن مهرانه رو خوندین!اونهایی هم که نخوندین...خوب برین وبلاگ اون هایی که نوشتن بخونین دیگه...من بیچاره که یه ساعت هم بیشتر اونجا نبودم چرا گزارش بنویسم!!یه نفر که بسکه توی وبلاگش نوشته از اونجا انداختنش بیرون اینجا هم گزارش رو نوشته هم لینک بقیه کسایی که نوشتن رو داده.

۳-اينجا يه نظر خواهی جالبه که همه تون بايد سريع برين توش شرکت کنيد!خانم ها ميتونن نظر بدن آقايون هم بخونن!البته من به علت سندرم دهان بوی شير دادگی بيش از حد!نتونستم عين آدم نظر بدم!آدم بزرگ های محترم بهتر ميتونن توش شرکت کنند!

۴-تا حالا شده دلتون بخواد خیلی خاص باشین؟؟یه جور دیگه....یه جوری که تا حالا هیچ کس نبوده؟؟هیچ انسانی...

آدم میتونه خاص به دنیا اومده باشه....

مثل حوا باشه..دختری که از روی مادرش همانندسازی شد...تا حالا هیچ کس مثل اون به دنیا نیومده...بدون پدر...میتونه توی هواپیما یا روی کشتی به دنیا اومده باشه....یا مدل ایرانیش!توی اتوبوس!

یا میتونه خیلی عادی...از یه پدر و مادر عادی...مثل همه آدمها به دنیا اومده باشه...همونجوری که از هزاران سال پیش همه آدمها پاشون رو توی این دنیا گذاشتن....توی یه بیمارستان عادی

میتونه جوانی و نوجوانی خاصی داشته باشه....مثل نیوتون یه سیب بخوره توی کله اش!مثل دکتر حسابی انواع و اقسام مدارک توی رشته های مختلف بگیره...میتونه لیلی باشه یا مجنون...عشقی داشته باشه که تا قرنها بعد دیگه مثل اون پیدا نشه....میتونه بودا باشه و همه ارث و تاج و تختش رو بذاره...بره دنبال حقیقت....میتونه ژاندارک باشه...میتونه بره بشه مادر ترزا...میتونه اینجوری نباشه!

مثل بقیه بره دیپلم بگیره بعدش هم یه لیسانس....کار...ازدواج...بچه و....

میتونه مثل خیلی ها....پیر بشه...خیلی عادی....بازنشسته بشه و بعدش هم بمیره! میتونه نه...پیری و مرگ خاصی داشته باشه...مثل صدام به ذلت بیفته...مثل هیتلر خودکشی کنه...میتونه مرگش مثل مرگ اون درویشی باشه که اون همه تحول در عطار ایجاد کرد...راحت...بگه من میخوام برم...دراز بکشه و...بعدش دیگه نباشه...میتونه مرگی داشته باشه که همه رو به فکر فرو ببره...مثل مرگ اون سه تا دانشجو...روز 16 آذر...

میتونه مثل همه مردم دیگه..سکته کنه!تصادف کنه...سرطان بگیره....مراسم هفت و چهل و سالگرد...بعدش هم فراموش بشه...

البته آدم خیلی جورهای دیگه میتونه خاص باشه...من همه اش رو نگفتم...میتونه یه مامور مخفی دولتی باشه که هیچ وقت هم شناخته نشه....اما کلی زندگی نابود کرده باشه...میتونه مخترع بمب اتم باشه...یا یه فیزیکدان عادی...یا دکتر بارنارد باشه...جون کلی آدم رو نجات بده...توی کشور خودمون!میتونه دکتر خدادوست باشه...که همون سالی سه ماهی که میتونه ایران باشه کلی دعای خیر با خودش ببره...میتونه هم نه...دکتر ماندگار باشه...دکتر ملک زاده باشه...که چشماشون شکل اسکناس شده!

میتونه یه دکتر معمولی باشه!

توی همین وبلاگستان....میتونه هودر باشه...میتونه یکی مثل من باشه...عادی عادی...

شماها دوست داشتین چه جوری بودین؟دلتون می خواست از اول تا آخر...از تولد تا مرگ خاص باشین؟یه جور دیگه؟متفاوت؟یا نه...یه مرحله از زندگیتون به جمع اون متفاوت ها بپیوندین و بعدش هم دوبار عادی زندگی کنید؟ یا دوست دارین همه اش معمولی باشین؟

من دلم میخواد همیشه معمولی معمولی باشم...تا حالاش هم بودم!بعدش هم هستم...یه آدم خیلی عادی....متوسط متوسط!مثل همه آدمها زندگی کنم...مثل همه شون بمیرم...مثل همه بعد ازمدتی فراموش بشم...و داستانم تموم بشه...

شما ها چی؟

**پیوست!

آدم خاص میتونه همین بغل ما باشه...یه فرشته باشه!مثل ساره جون من!که دیگه مثلش پیدا نشه...شما ها چند تا آدم خاص اینجوری میشناسید؟

**پيوست!امروز ۳۰ آذر!!

يکی از امتحانام تموم شد!يکی ديگه مونده که سه شنبه است!بعدش اپديت می کنم!فقط دعا کنيد بعد از اين دو تا امتحان بتونم اين چرت و پرت هايی که تو مغزم تلنبار شده رو بريزم بيرون!!وگرنه احتمالا بايد با يک دکترکوچولوی خل ملنگ  سر کنيد!