1-آخیش!اینم آخرین امتحان اساسی زندگیم حداقل تا 7-8 سال دیگه...راحت شدم!!نتیجه اش هم تا آخر این هفته معلوم میشه(اگرچه من خودم میدونم رد میشم!!)و بعد از اعلام قطعی نتایج به دلیل رد شدگی من تا مهر سال دیگه که برم دانشگاه بیکارم!!اصلا باورم نمیشه....بــــــــــــــــــــــــــــه!!اینقده برنامه های جالبناک هیجان دار ریختم که حد نداره!کی این نتیجه رو میگن آخه!!

2-فردا(یک شنبه) دارم میرم شیراز....ووووووی!چه کیفی میده آدم یهویی بعد از کلی مدت بتونه بره دوستهای قدیمیش رو ببینه...به هیچ کدومشون نگفتم!می خوام سورپریزشون کنم!خودم هم توی سورپرزم البته!آخه خیلی بی خبر شد!قراره مدالم رو بهم بدن!خیرسرمون شاد بودیم المپیادی شدیم وزیر بهمون جایزه میده!تلویزیون نشونمون میده!می برنمون پیش ریس جمهور!وقتی جایزه دادنش اینجوری باشه که فلان روز با یه قطعه عکس برین فلانجا مدالتون رو بگیرین بقیه اش هم معلومه!همون بهتر که من این امتحان رو قبول نمیشم و بیشتر از این مجبور نیستم این مسخره بازی ها رو تحمل کنم!!

3-شیراز می خوام برم خونه دوستم!باحاله ها!مثل مسافرتهای این آدم بزرگها...تنهای تنها!!اگرچه مسافرت تنها زیاد رفتم اما این مدلی که برم خونه دوستم نبوده...یا فامیل داشتیم یا اردو بوده یا از این حرفها...باید باحال باشه نه؟؟

4-کم حرفی مزمن گرفتم!این امتحان نتیجه اش اعلام بشه و از شیراز برگردم اینقدر واستون می حرفم که دوباره سر و صدای همه تون در بیاد!تازه مطلب قبلیم در مورد مرگ هم قراره با یه مطلب در مورد فراموش شدن ادامه پیدا کنه...اووووووووووه!پس از الان واسه اپدیت بعدی من که یه هفتاد منی خواهد بود و چون 4 شنبه بر میگردم احتمالا 5 شنبه به حضور شما میرسه خودتون رو آماده کنید!

هوس کردم به همه تون بگم دوستتون دارم!!گفتم دیگه!

فعلا...