ريش و سبيل پسرخاله و پسردايي(يکی نيست بگه دختر فضولی؟؟)

نیلوشمیدُس:یافتم!!!(قانون-مانون نیافتما!یکی از اون داستانهای نکته دار رو یافتم!)
اگر چه باید خدمت آقای محمدعلی سرابی(ر.ک(رجوع کنید به) به پیام های مطلب"بازم من برگشتم")که من قصد ندارم از فامیلامون سوژه بسازم،ولی وقتی خودشون فیلم تشریف دارن!تقصیر من چیه؟؟(واسه دل طرفدارای پاورچین:من چیکاره بیدم؟؟).
یکی از فیلم های فامیل ما(اگرچه هممون جمیعن(الان معلم ادبیاتمون میاد جریمه ام میکنه!(پس جمیعا))فیلم هستیم.(یکیشون هم که خودتون هفته ای 3-4بار زیارتش میکنید دیگه!شخص شخیص خودم!))*نه بهتر بگم،3 تا از فیلم های فامیل ما دو پسرخاله(پسرای دوتا خاله)ویه پسردایی من هستن.
این سه تا که تقریبا همسن هم هستن،یه ویژگی دارن که من بعد از این همه سال جانور شناسی و زیست خوندن هنوز تو هیچ موجودی(به جز آفتاب پرست که اونم به این درجه نیست تازه!)ندیدم.
واون ویژگی اینه که این سه تا نوه مامان بزرگ من رو،هیچ دوباری نخواهید توانست با یه قیافه نظارت کنید!!
یعنی از اون زمانی که من یادم میاد نشده دوبار برم خونه یکی از این خاله ها،یا همون یه دایی وببینم موها و مثلا ریش و سبیل پسر خاله ها یا پسرداییم مثل دفعه قبلیه.
مثلا یه بار ریشش یه خطه که از بالای لبش شروع میشه میره پایین رو چونه اش یه دور میزنه بعد برمیگرده سرجای اولش.یه خط هم از پایین لبش میره پایین به این دایره برخورد میکنه!
یا یه خط از اینور بناگوشش شروع میشه میره میرسه به اون یکی بناگوش!!!
اینا انواع غیر عادیشه.دیگه پروفسوری و بزی وچیزای دیگه که من اسمشو نمیدونم به شکل های مختلف هم هردفعه یکیش دیده میشه.
یا موهاشون:بلند،کوتاه،یه بار فرق وسطه.یه بار چک چک روغن نباتیه(یعنی ژل!)یه بار مثل جوجه تیغی،یه بار مدل اتمی میکربی؟؟نمیدونم اسماشو درست میگم یا نه؟؟یه بار مثل کلاه قرمزی و...
هربارم که من اینارو میبینم دیگه فکر می کنم مدل ها تموم شده و دفغع بعد ایشالا قیافه اش رو معمولی می بینم،اما دفعه بعد می بینم نخیر..این قصه سر دراز دارد،و این قیافه ها قصد عین آدم شدن ندارد...خدا موقع سربازی رفتن به دادشون برسه!
حالا میگن دخترا فکر قیافه هستن!!
به خدا من تو کل 17سال عمر گرانمایه ام اینقدری مدل مو عوض نکردم که اینا کردن(و توی پرانتز ریش و سبیل!!(یادمه یه بار رفته بودیم یه جشن همه اونایی که مال حراست بودن(از لباس فرمشون معلوم بود)و مثلا باید ریش وسبیلو حزب اللهی می بودند،6تیغه زده بودن!طوری که من و دختر عموم بیشتر از اونا ریش و سبیل داشتیم!!نمیدونم می خواستن سر مردمو شیره بمالن؟؟(حالا صبر کنین دبیرستانم تموم بشه منم میرم حساب این ریش و سبیلا رو میرسم!!!).
خلاصه اینکه اگه شماها هم یه دختر خاله فضول مثل من دارین،برای جلوگیری ازضایع شدن خودتون و رفتن ماجراتون به اینترنت!!زیاد قیافه عوض نکنید!!
*نفهمیدم آخرش همه این پرانتزا رو بستم یا نه؟؟

/ 4 نظر / 19 بازدید
مامان و بابا و دخترشون

آب و آتش شگفتا،وقتی که بود نمی دیدم،وقتی که می خواند نمی شنیدم....وقتی دیدم که نبود....وقتی شنیدم که نخواند....!چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد و زلال،در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد،تشنه ی آتش باشی و نه آب؛و چشمه که خشکید،چشمه که از آن آتش که تو تشنه ی آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید،تو تشنه ی آب گردی و نه تشنه ی آتش ............متشکريم از شما که با اومدنتون به وبلاگ مامان و بابا و دخترشون احساسات پاکتون رو از ما دریغ نکرده و ما رو امیدوارتر کرديد..اين پيام رو فقط به عنوان يه تشکر حساب کنيد ..بازم بهتون سر ميزنيم.

همزبان

نگاهی جالبی داری به مسایل روز جامعه ، بهت تبریک میگویم . آینده روشنی انتظارت را میکشد . در ضمن از اینکه ازمن هم خبر میگیری ، ممنون واز نظر لطفت ، دوباره ممنون .

مهدي

جدي نگير چون خودش فكر ميكنه كه كار خيلي مهمي انجام ميده كه كرم ميريزه و جواب ابلهان خاموشي است راستي مطلب هات داره خيلي بلند ميشه البته من كه همش رو مي خونم ولي براي يه خواننده كه اولين باره كه وبلاگت رو ميخونه شايد ناراحت كننده باشه و وبلاگت رو ول كنه :(اولين درس در جذب خواننده) در آخر هم بايد بگم كه احتمالا يه عكس از خودم برات مي فرستم تا مشخصات كاملم رو بدوني

داش امير

مممم .....ريش و سبيل و .... هم نکات مهمی هستند که شما به آنها اشارت نموده ايد !!!! البته بر همهگاه واضح است که بنده همه جا با يک مدل مو ظاهر شده ام !! ( چه ربطی داشت حالا ؟! )